أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
598
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
افتاد . براى رسيدن به اين هدف ، اقدام به تأسيس كارخانههاى نظامى و تأسيس مدارس كرده ، به بهبود وضع زراعت و تجارت مشغول شد و مصر را يك گام به سوى تمدن به پيش برد . در اين وقت دولت عثمانى از محمدعلى پاشا درخواست كرد تا نيرويى براى حمله به حجاز به هدف بيرون راندن سعودىها ارسال كند . وى در اين باره ترديد و تعلّل كرد ، چرا كه در انديشهء استوار كردن حكومت خود در مصر بود . پس از آن سپاهى از تركها و مصرىها را آماده كرده ، در سال 1226 با فرماندهى پسرش طوسون به حجاز فرستاد . همانطور كه گفتيم اين حمله موفقيتآميز نبود و وى در انتظار رسيدن كمك به قصير بازگشت تا بار ديگر حملهء خود را بر ضد سعودىها آغاز كند . پدرش سپاه ديگرى براى او تدارك ديده در آخر محرّم سال 1127 به سوى وى فرستاد . او بار ديگر ينبع را اشغال كرد و آنجا را پايگاه فرماندهى خود قرار داد تا كمكهاى پدرش به آنجا برسد و خود مشغول بررسى نقشهها و طرحهاى هجومى شد . وى در پنهانى به نامه نگارى با شريف غالب و بزرگان قبيلهء حرب و رؤساى قبايل پرداخت تا از حمايت آنان اطمينان يابد . به وى خبر رسيد كه شريف غالب از او حمايت كرده و او را بر ضد سعودىها يارى خواهد رساند . فرماندهى سپاه مصر ، هداياى خود را براى اعراب ينبع و باديهها سرازير كرد كه از آن جمله بخششهاى فراوان به مقدار يك صد هزار ريال فرانسوى براى رجال قبيلهء حرب بود تا ميان افراد قبيله توزيع كنند . از آن مقدار ، هيجده هزار ريال خاص رياست قبيله بود و بهعلاوه ، پول ماهيانهاى براى وى قرار داد كه بتواند به هر شكلى كه مىخواهد آن را به مصرف برساند . بدين ترتيب قبايل حرب آمادهء حمايت از مصرىها شدند و رجال آنان به پيشواز سپاه مصرى آمده ، آنان را در دوم ذى قعدهء سال 1227 به مدينه بردند . اين بعد از آن بود كه امير سعودى شهر يعنى على بن مضيان را دستگير كردند . « 1 » در اين هنگام بخشى از سپاه از ينبع به سمت جده حركت كرده ، در اوائل محرم
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 295 . ابن مضيان يكى از مشايخ قبيله حرب بود ( عاتق ) .